سيد علي اكبر قرشي

3

قاموس قرآن ( فارسي )

اصلاح حال اوست در قاموس آمده : « الجبر خلاف الكسر » در مفردات گفته : جبر گاهى فقط در اصلاح به كار ميرود مثل قول على رضى الله عنه : يا جابر كلّ كسير و يا مسهّل كلّ عسير ( اى اصلاحگر هر شكسته و اى آسان كنندهء هر كار دشوار ) . . . و گاهى فقط در قهر استعمال مىشود نحو « لا جبر و لا تفويض » ( اعمال بشر نه قهر مطلق است و نه واگذارى مطلق ) . . . اجبار در اصل ، آن است كه كسى را بر اجبار كسى مجبور كنند ولى در عرف باجبار مجرد گفته مىشود گويند : فلانى را بر فلان كار اجبار كردم جبّار در انسان به كسى گويند كه نقص خود را با ادّعاء برترى و دروغين اصلاح و جبران مىكند و اين در انسان فقط بطور ذمّ گفته مىشود . . . و بكسيكه بر ديگرى قهر مىكند جبّار گويند مثل * ( وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ ) * ق : 45 و روى تصوّر قهر يا بلندى بر اقران ، گفته‌اند : نخلة جبّارة و ناقة جبّارة و اينكه دربارهء خداوند ميگوئيم : « جبّارٌ متكبّر » گفته‌اند از جبرت الفقير است زيرا خدا بواسطه نعمتها حال مردم را اصلاح مىكند و گفته‌اند از اجبار است زيرا خدا مردم را بر آنچه اراده كرده مقهور مىكند . ( مفردات باختصار ) نا گفته نماند معنى جامع جبر ، همان اصلاح توأم بنوعى از قهر است و آن ، چنان كه صحاح و اقرب الموارد تصريح مىكند متعدى و لازم هر دو آمده است ( اصلاح كردن و اصلاح شدن ) و در شعر عجّاج كه گويد : « قد جبر الدين الا له فجبر و عوّر الرّحمن من ولَّى العور » گفته‌اند « جبر » در اوّل متعدى و بعد لازم آمده است و نيز نا گفته نماند : همه متفق القولاند در اينكه جبّار در انسان صفت ذمّ و در خدا صفت مدح و از اسماء حسنى است . على هذا كلمهء جبّار اگر در انسان به كار رود معنايش ظالم و تحميل كنندهء ارادهء خود بر ديگرى بنا حق ، مىباشد ولى جبّار در خدا بمعنى مصلح است ، مصلحى كه بر اصلاح